به گزارش پایگاه خبری تیتر جگین «بشاگرد»، شهید اکبر آشنایی یکم فروردین ۱۳۴۵، در روستای رودخانه تابعه شهرستان رودان چشم به جهان گشود. پدرش غلام، مغازه دار بود و مادرش آمنه (فوت ۱۳۶۰) نام داشت.
شهید آشنایی در حد دوره ابتدایی درس خواند. نخستین ازدواج او سال ۱۳۶۱ صورت گرفت و صاحب یک دختر شد. پس از آن بار دیگر ازدواج کرد.
این شهید هرمزگانی، به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. بیست و یکم تیر ماه ۱۳۶۷، در شر هانی توسط نیرو های عراقی به شهادت رسید. تا کنون اثری از پیکرش به دست نیامده است.
آخرین وداع؛ لحظهای که قلب پدربزرگم همراه پدرم راهی جبهه شد
بابا اکبر بعد از فوت مادرم با دختر خاله اش زهره خانم ازدواج کرده بود. خاله اش به او پیشنهاد ازدواج با دخترش را داده بود اما او دانش آموز بودن زهره را بهانه کرده ولی بعد از مدتی زهره را خواستگاری و با هم ازدواج می کنند. وقتی خاطرات سربازی رفتن او را از زبان زهره خانم شنیدم گریه ام گرفت.
مدتی بعد از تحویل دفترچه خدمت سربازی، در روز اعزام، پدربزرگ و زهره خانم او را بردند تا راهی شود. زهره خانم تعریف کرد که بین راه وقتی به انتهای زمینهای کشاورزی خود رسیده بودند، در کنار موتور آب توقف کردند تا با هم خداحافظی کنند و اکبر راهی سربازی رفتن شود و بقیه به خانه برگردند.
قبل از ظهر بود و داغی آفتاب در برابر گرمای عشق بین پدر و پسر حسابی کم آورده بود. پدربزرگم بارها اکبر را در بغل فشرده و بوسیده بود و طوری که انگار نمی خواهد از او دل بکند، با نگاهی نگران در حالی که سرش را تکان می داد، چند مرتبه دور سر او چرخیده و دستش را رو به آسمان گرفته و اکبر را محکم در آغو شش فشرده بود. همه این ها را زهره خانم با بغض برایم گفت.
به نظرم پدربزرگ، برای سربازی فرستادن بابا اکبر، تکه ای از قلبش را نه، او همه قلبش را راهی کرده بود و من هنوز هم از یادآوری مدل خداحافظی آنها بارانی می شوم.
(به نقل از فرزند شهید، شهناز آشنایی)
انتهای خبر/






